باران سرخ
چقَـــدر دلــَـــــم می خواهـــَــــد
نامهـ بنویسمـــ ......
کاغذ و پاکتــــ هــَــــم هَســــت ...
...
و یک عالمه حـــَـــرف !
کاشــــ ،
کسیــــ ،
جاییـــــ ،
منتظرمــــ بــــود ......
روزی که از عشق
می میرم
پروانه ها دلم را
به خاک می سپارند
و قاصدک ها
عاشقانه های مرا
در سمفونی شب و باران
به رقص صنوبرها
زیر نور ستارگان
خواهند برد
چه کسی امّا
با تو از من می گوید
روزی که بی تو
از عشق
خواهم مرد ؟!
همیشه
در کمین خنده های مستانه
گریه ،
دندان تیز کرده است.
وقتی خوشبختی
تعبیر صادق تمام خوابهایت می شود ،
آن هنگام که خنده ،
دم به دم به لبانت بوسه می زند
و شادی محض
دلت را به خلسه ای عمیق می کشاند ،
هر نفس به یاد آور ،
که نه گوش شیطان کر است
و نه چشمان حسود کور
نمی شود این همه خندید ،
این همه خوشبخت بود...